
پیالهیِ عَطش . . .
تو آن چکیدهیِ مِهری زچشمِ من جاری
تو چاره چاره امیدی به وقتِ ناچاری
پیالهیِ عَطَشی خوشگوار وسُکرآور
شراب خانه نشینی به گاهِ هوشیاری
دلم گرفته خدا را از این سیاهیِ کور
بیا به بوسهام امشب برایِ دلداری
اگر که باد بدستم نبود میگفتم
تمامِ خاطره ها را به باد بسپاری
چرا هماره زسر تا به پایِ تو غزل است
هرآنچه من بنویسم همیشه تکراری
به پایِ من بنویسید جنون مجنون را
سکوتِ سنگیِ لیلی به پایِ او آری
نه میروی نه میآئی نه میکنی یادم
رسیده کارِ تو دیگر به مردم آزاری
دمی به خُمره بزن آفتابِ کهنه بنوش
اگر به سینه چو"ساقی" غمی کُهن داری
سیروس فتاحی - س.ساقی
- سه شنبه ۱۳ خرداد ۰۴ ۲۲:۳۴ ۲۳ بازديد
- ۰ نظر